بـــــوی یـــــاس

الهم صلی علی المحمد و ال المحمد صلوات درود بر محمد و آل محمد بوی یاس برای من نشانی از حضرت محمد(ص) هست

عکسی که میلیون‌ها نفر را گریاند

عکسی که میلیون‌ها نفر را گریاند این تصویر که به‌تازگی در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده تا به حال ملیون ها بیننده داشته و اشک آنها را سرازیر کرده است. یکی از کودکان عراقی شرکت‌کننده در عزاداری سیدالشهداء(علیه السلام) در عالم کودکانه خود، سعی می‌کند با بطری آبش، طفل شیرخواره امام حسین(علیه السلام) را سیراب کند.

[ ۱۳٩٢/۸/۱٩ ] [ ٧:٤۸ ‎ق.ظ ] [ کنیز زهرا ] [ نظرات () ]
تـمام و ناتـمام من با تـو تـمام میشود یا رب
تـمام و ناتـمام من با تـو تـمام میشود یا رب

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

خداوندا ...

گره های ناگوار، با تو باز می شوند؛
شدت سختی ها، با تو می شکند؛
آنان که دنبال رهایی می گردند،
به تو التماس می کنند.

از قدرتت، سختی های زندگی،
حساب می برند؛
به لطفت،
علت ها و اسباب،
فراهم می شوند؛
با توانایی ات،
سرنوشت، جاری می شود؛
و با اراده ات،
وسایل آماده می شوند.

وقتی که می خواهی،
بی آن که چیزی بگویی،
اسباب، فرمان می برند؛
و وقتی نمی خواهی،
بی آن که چیزی بگویی،
اسباب، از کار می ایستند.

وقت دشواری ها،
آن که صدایش می کنند،
تویی
و وقت گرفتاری ها، آن که دنبال پناهش می گردند،
تویی.

برای من اتفاقی افتاده
که زیر سنگینی اش شکسته ام؛
گرفتاری ای آمده که تحملش را ندارم.
آن چه تو فرستاده ای، کس دیگری برنمی گرداند.
آن چه تو آورده ای، کس دیگری نمی برد.
دری را که تو بسته ای، کس دیگری باز نمی کند
و دری را که باز کرده ای، کسی نمی بندد.

پس خودت درِ رهایی را به رویم باز کن.
به توانایی ات،
این هیبت غم را در من بشکن
و کاری کن به همین سختی،
به همین رنجی که دارم
از آن به تو شکایت می کنم، زیبا نگاه کنم.

نیایشی از صحیفه سجادیه
[ ۱۳٩٢/۸/۱۸ ] [ ۱۱:۳۳ ‎ق.ظ ] [ کنیز زهرا ] [ نظرات () ]
اعجاز بسم الله الرحمن الرحیم



روزی پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ از مدینه طیّبه بیرون رفت که دید مرد عربی سر چاهی برای شتر خود آب می‌کشد. فرمود: آیا کسی را اجیر می‌خواهی که برای شترت آب بکشد؟ عرض کرد: بلی، به هر دلوی سه خرما اجرت می‌دهم. حضرت راضی شد و یک دلو آب کشید و سه خرما اجرت گرفت. سپس هشت دلو دیگر کشید که ریسمان قطع شد و دلو به چاه افتاد. مرد عرب غضبناک شد و با جسارت به صورت مبارک رسول الله ـ صلّی الله علیه و آله ـ سیلی زد! آن بزرگوار دست خود را میان چاه کرد و دلو را بیرون آورد و خود راهی مدینه شد. چون اعرابی این حلم و حسن خلق را از پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ دید دانست که آن حضرت بر حق بوده است.

بنابراین با کاردی، دستی را که به پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ جسارت کرده بود قطع نمود و غش کرد و بر زمین افتاد. در همان حال قافله‌ای از آن راه می‌گذشتند. مرد عرب را بدین حال دیدند. چون آب به صورتش پاشیدند به هوش آمد. گفتند: تو را چه شده؟

گفت: به صورت پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ سیلی زده‌ام. می‌ترسم که دچار عقوبت شوم! پس برخاست و دست قطع شده خود را به دست دیگر گرفت و در پی پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ راهی مدینه شد. در مدینه به سلمان برخورد و ایشان وی را به خانة فاطمه زهرا ـ سلام الله علیها ـ برد. در آنجا پیامبر خدا نشسته و حسین را روی زانو جای داده بود. اعرابی جلو رفت و عذر خواهی نمود. پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: چرا دستت را قطع کرده‌ای؟ گفت: من دستی را که به صورت نازنین شما سیلی زده باشد نمی‌خواهم.

پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: اسلام بیاور و به یگانگی خدا اقرار کن! عرض کرد: اگر شما بر حقّید دست قطع شدة مرا به حال اوّل برگردانید و شفا دهید.

پیامبر دست قطع شده‌اش را به موضع خود گذاشت و فرمود: «بسم الله الرحمن الرحیم» و نفسی کشید و دست مبارک خود را به موضع قطع شده مالید. دست مرد عرب به حال اوّل بازگشت و او شهادتین به زبان جاری کرد و اسلام آورد.

منبع:

ستارگان درخشان

 

[ ۱۳٩٢/٥/٧ ] [ ٤:٤٤ ‎ب.ظ ] [ کنیز زهرا ] [ نظرات () ]
ماجرای تصویر قدیمی ادعایی از پیامبر (ص)

شاید قدیمی ترین کار تصویری که به نام پیامبر در کشورهای اسلامی، عمومیت نیز یافته است عکس زیر باشد.

شیعه آنلاین: شاید قدیمی ترین کار تصویری که به نام پیامبر در کشورهای اسلامی، عمومیت نیز یافته است عکس زیر باشد.

عکاس دوره گرد اروپایی با نام لهنرت (Lehnert) بین سال های 1904 تا 1906 سعی می کرد ضمن سفر به شهرهای کهن و شرقی تصاویر جهت داری را برای مردم مغرب زمین منتشر کند. (3) این تصاویر معمولا دارای عریانی و حالت متبسم در چهره بود.

حال سوال اینجاست که چگونه تصویر یک جوان تونسی از دوربین یک اروپایی به میان کشورهای اسلامی می آید و با نام پیامبر اسلام منتشر می شود؟ آیا وقوع این اتفاق آن هم در سال هایی که تکنولوژی تکثیر عکس همه گیر نبوده است جای سوال را باقی نمی گذارد که حتما دستی پنهان و اراده ای استوار بر انجام آن وجود داشته است؟


تصویر جوان تونسی از قاب دوربین عکاس جمهوری چک (راست)،


بازسازی آن (وسط) و انتشار عمومی آن به نام پیامبر (چپ)

[ ۱۳٩۱/۱٠/٢٧ ] [ ۱:٥٩ ‎ب.ظ ] [ کنیز زهرا ] [ نظرات () ]
سرنوشت کسانی که نماز را سبک بشمارند!

سرنوشت کسانی که نماز را سبک بشمارند!
 
پیامبر خدا صلی الله تعالی علیه و آله - در پاسخ دخترش فاطمه علیها سلام که پرسیده بود: ای پدر مردان و زنانی که نمازشان را سبک می شمارند چه (جزایی ) دارند؟

- فرمود: ای فاطمه هر کس - از مردان یا زنان - نمازش را سبک بشمارد ، خداوند او را با پانزده عذاب مبتلا میکند: شش عذاب در دنیا ، سه عذاب در هنگام مرگ ، سه عذاب در قبر و سه عذاب در عرصه ی قیامت هنگامی که از قبر خود بیرون می آید.

اما آنچه در دنیا به او می رسد: خداوند برکت را هم از عمرش بر می دارد و هم از روزیش ، سیمای صالحان را از چهره اش می زداید ، به هر عملی که انجام می دهد پاداشی داده نمی شود ، دعایش به آسمان نمی رود ، ششم اینکه مشمول دعای صالحان نمی شود.

و اما آنچه هنگام مرگش به او می رسد: نخستین آنها این است که خوار می میرد ، دم گرسنه می میرد و سوم ، تشنه می میرد، پس اگر از نهرهای دنیا به او بنوشانند ، سیراب نمی شود.و اما آنچه در گورش به او می رسد: نخستین آنها این است که خداوند فرشته ای را می گمارد تا او را در گورش عذاب دهد.دوم اینکه قبرش را بر او تنگ می کند و سوم اینکه قبرش تاریک است.

و اما آنچه روز قیامت هنگام بیرون آمدن از گورش به او می رسد : نخستین آنها این است که خداوند فرشته ای می گمارد تا او را با صورت ( روی زمین ) بکشد در حالی که مردم به او می نگرند ، دوم اینکه بازخواست سختی می شود و سوم اینکه خداوند به او نمی نگرد و پاکش نمی سازد و عذابی دردناک دارد."

فلاح السّائل ص 22 : بحار الانوار ج 80 ، ص 22

[ ۱۳٩۱/۱٠/۱٠ ] [ ۱٠:٢۳ ‎ق.ظ ] [ کنیز زهرا ] [ نظرات () ]
توصیه‌‌ اخلاقی امیرالمومنین (ع) درمورد شوخی کردن

توصیه‌‌ اخلاقی امیرالمومنین (ع) درمورد شوخی کردن

 
اسلام با در نظر گرفتن استعدادهای بالقوه آدمیان سعی در ارتقای جایگاه معنوی انسان‌ها در نزد خداوند دارد. این نوع نگرش در تمام دستورات ائمه و سفارش‌های دین اسلام نهفته است، بطوریکه با ارائه دستوراتی عینی و ملموس در رابطه با زندگی روزمره و امورات دنیوی انسان‌ها، جانب تعادل را پیش گرفته است و نه مانند برخی ادیان با جانب داری از امورات دنیایی، آخرت را رها کرده و نه با اساس قرار دادن آخرت، ریاضت‌گرایی دنیایی را پیش گرفته است.

شوخی و طنز یکی از ویژگی های رفتار آدمی است که هم می تواند به عنوان یک قابلیت مورد استفاده قرار گیرد و هم می تواند به عنوان یکی از اخلاقیات ناپسند جلوه کند.

بپرهیز از شوخی!

امیرالمومنین علی(ع) می فرمایند: «بپرهیز از شوخی و بازی و مزاح و خنده و سخنان بی فایده و باطل.» (۱)

چاشنی کارهای جدی کمی شوخی!

و در جایی دیگر می فرمایند: «أعقل الناس من غلب جده هزله و استظهر على هواه بعقله‏»؛ عاقل‌ترین مردم کسی است که کارهای جدی او برشوخی‌اش غالب باشد و کمک گیرد از عقل خود برای غلبه بر هوا و خواهش خود. (۲)

در واقع حضرت می فرمایند اگر می خواهید در زمره انسان‌های عاقل به‌شمار آیید، باید کارها و امورات جدی شما بر شوخی و خنده شما پیشی گیرد. حضرت در این گفتار ما را از شوخی منع نمی‌کنند بلکه می‌گویند سعی کنید در کنار کارهای جدی زندگی‌تان کمی شوخی چاشنی کنید نه این که در کنار شوخی و خنده کمی کار جدی چاشنی کنید!

همان طور که در قسمت های پیشن بیان شد اسلام در زمینه شوخی و خنده نیز، جانب اعتدال را رعایت می‌کند و متذکر می‌شود شوخی در حد اعتدال و کم آن مطلوب است، اما اگر از حد گذشت؛ نتایجی در پی دارد که قابل جبران نیستند و تا مدت ها باید به دنبال خلاصی از مشکلات ایجاد شده ناشی از آن باشید.

مضرات شوخی بی جا و بسیار

۱. یاد مرگ مرا از شوخى‏ و کارهاى بیهوده باز مى‏دارد!

علی علیه السلام در نهج البلاغه می فرمایند: «آگاه باشید! به خدا سوگند که یاد مرگ مرا از شوخى‏ و کارهاى بیهوده باز مى‏دارد.» (۳)

حضرت در این سخن شوخی کردن را در زمره بسیاری از کارهای بیهوده و بی ثمر قرار می دهند که انسان را از یاد آخرت غافل می‌کند. گاهی اوقات انسان آن قدر در شوخی و خنده‌های بی مورد زیاده‌روی می‌کند که دیگر جایی برای توجه به خداوند در دل آن‌ها باقی نمی‌ماند. در واقع شوخی بسیار مانند خنده زیاد دل را می‌میراند.

۲. «مردى شوخى‏ نکرد، جز آنکه پاره‏اى از عقل خود را بیرون انداخت.» (۴)

۳. «غلبه کردن شوخی در انسان تصمیم جدی او را در کارها باطل کند.» (۵)

۴. «شوخی بسیار نشانه نادانی است.» (۶)


۵. «مزاح و شوخی سبب جدایی است و کینه در پی دارد.» (۷)

۶. «آفت هیبت و شکوه انسان مزاح و شوخی است.» (۸)

۷. «کسی که شوخی بسیار کند، وقار و سنگینی او کم شود.»(۹)

۸. «کسی که شوخی کند او را سبک شمارند.»(۱۰)

اما جدای از مضرات شوخی زیاد برای شخصیت و تعالی روحی انسان، شوخی می‌تواند در بسیاری از موارد مفید باشد. هرچند که شاید تشخیص جایگاه شوخی به‌جا کار سختی باشد، اما شوخی درست و به موقع خالی از فایده نیست.

موقعیت و جایگاه شوخی

نکته ای که همیشه باید در شوخی کردن مد نظر داشت موقعیت و جایگاه آن است. آیا واقعا فضا و موقعیت ظرفیت شوخی ما را دارد؟ یا شوخی کردن در این فضا باعث سبک مغز جلوه کردن ما می‌شود؟ اما اگر شوخی همراه با نکاتی ظریف باشد قطعا تبعات فوق را در پی نخواهد داشت. در بسیاری اوقات انسان‌ها در شوخی بر ارزش‌های اخلاقی پای نهاده و با شوخی یکدیگر را به تمسخر می‌گیرند و با بیان خلقیات منفی افراد حاضر، بذر کینه می‌کارند.

گاهی اوقات نیز افراد در شوخی های خود ادب را لحاظ نمی‌کنند و این شوخی وقار و متانت آنها را خدشه‌دار می‌کند.

حربه‌ای مفید برای ایجاد روابط دوستانه و محبت آمیز

اما اگر این شوخی برای تلطیف فضا و ملازم با اخلاقیات و رعایت ادب و بدون تمسخر گرفتن افراد باشد؛ فواید بسیاری هم به دنبال خواهد داشت. شوخی می‌تواند یکی از حربه‌های مفید برای ایجاد روابط دوستانه و محبت آمیز باشد. انسان‌ها می‌توانند با شوخی‌های خود سنگینی فضا را بشکنند و روابط را نزدیک‌تر سازند.

از عوامل مهم موفقیت سخنرانان

شوخی می تواند یکی از عوامل مهم موفقیت سخنرانان باشد. وقتی خستگی و بی حوصلگی در مخاطب سرایت کرده و روحیه خواب آلودگی در همه محیط نشت یافته است؛ یک شوخی کوچک می‌تواند محیط را برای ادامه سخنرانی فراهم‌تر کند. نکته‌ای که بسیاری از سخنرانان از آن غفلت می‌کنند و بازدهی سخنان خود را پایین می‌آورند.در نتیجه می توان گفت در شوخی کردن باید حد اعتدال را رعایت نمود تا از مضرات بی شمار آن در امان بود و از فواید آن بهره‌مند گردید.
 

[ ۱۳٩۱/۱٠/٧ ] [ ۱:۳٦ ‎ب.ظ ] [ کنیز زهرا ] [ نظرات () ]
بررسی معجزات امام زمان(ع)

"DeleAria Group www.delearia.com"

 


قبل از بیان مطلب، لازم است که اشاره اى هر چند مختصر، به معنا و تعریف معجزه داشته باشیم.


محقّق خویى، در تعریف معجزه مى نویسد:
 

معجزه، در اصطلاح، این است که مدعى منصبى از مناصب الهى، براى اثبات صحت ادعایش، کارى را انجام دهد که خارق قوانین طبیعى است و دیگران از انجام دادن آن عاجزند.[1]
 

چون خداوند، بعد از خاتم انبیا حضرت محمد(صلى الله علیه وآله) امامان معصوم(علیهم السلام)را مجریان شریعت و جانشینان طریقت آن حضرت و حجّت خویش در روى زمین قرار داده تا راه هدایت را بر مردم هموار کنند و از آن جا که همواره در طول تاریخ، مدعیان دروغین نبوّت و امامت، واقعیّت را بر مردم مشتبه مى کردند و مردم را به گمراهى و ضلالت مى کشاندند، لازم است که راهى براى شناخت امام و حجّت، قرار داده شود. این راه و علامت، همان است که در اصطلاح متکلمان، «معجزه» خوانده مى شود و در اصطلاح قرآن، «بیّنه» و «آیه» نامیده مى شود. خداوند مى فرماید:
 

(لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَیِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْکِتابَ وَ الْمِیزانَ لِیَقُومَ النّاسُ بِالْقِسْطِ...);[2] ما، رسولان خود را با دلائل روشن (معجزه) فرستادیم و با آنان، کتاب و میزان نازل کردیم تا مردم قیام به عدالت کنند.
 

در روایتى از امام صادق(علیه السلام) درباره ى علت اعطاى معجزه از سوى خداوند، سوال شد. حضرت، در جواب فرمودند: «معجزه، علامتى است از طرف خداوند که آن را فقط به انبیا و رسل و امامان اعطا مى کند تا صدق آنان از دورغ دروغگو شناخته شود.».[3]
 

حال، با توجّه به این که جمیع مسلمانان، به جواز کرامت اولیاى خدا عقیده دارند ـ چنان که تفتازانى مى گوید: «جمهور مسلمانان، به جواز کرامت اولیاى خدا معتقد هستند[4]» ـ پس انجام دادن معجزات و کرامات از سوى امامان معصوم(علیه السلام) ـ و از جمله امام زمان (عج) ـ که حجت هاى خداوند بر روى زمین و وارثان زمین هستند، امر عجیبى نیست. با مراجعه به کتاب هاى تاریخى و روایى و ورق زدن صفحات آن، مشاهده مى کنیم که معجزات و کرامات فراوانى از سوى آنان به وقوع پیوسته است.
بعد از این مقدمه باید گفت، معجزات آن حضرت، دو دسته است:
 

الف) معجزاتى که آن حضرت در دوران تولّد و کودکى و غیبت، انجام داده اند.


1- تولّد بدون ظاهر شدن آثار حمل
 

از امام حسن عسکرى(علیه السلام) نقل شده که به حکیمه (دختر امام جواد(علیه السلام)) فرمود: «امشب، به خانه ى ما بیا; زیرا، امر مهمّى رخ خواهد داد.». حکیمه پرسید: «چه اتفاقى؟». امام(علیه السلام)فرمود: «قائم آل محمد امشب به دنیا خواهد آمد.». حکیمه پرسید: «از چه کسى؟». امام(علیه السلام)فرمود: «از نرجس.».
 

حکیمه مى گوید: «به نزد نرجس رفتم و به او، فرزند بزرگوارى را بشارت دادم، در حالى که هیچ اثر حملى در او مشاهده نکردم.».[5]
 

چنین معجزه اى، در مورد حضرت موسى(علیه السلام) هم بیان شده است. در مادر او، یوکابد، هیچ آثار حملى ظاهر نبود[6] و تا روزى که موسى(علیه السلام) به دنیا آمد، کسى نفهمید که او حامله است.


2- قرآن خواندن در بدو تولّد
هنگامى که امام مهدى (عج) از مادر تولّد شد، ایشان را به امام حسن عسکرى(علیه السلام) دادند. آن حضرت، وى را در آغوش گرفت و فرمود: «قران بخوان.». امام مهدى (عج) شروع به قرآن خواندن کرد.[7]


3- شفاى مریض لاعلاج
محمّد بن یوسف نقل مى کند، به مرضى دچار شدم که پزشکان از علاج آن ناامید شدند. نامه اى به حضرت امام مهدى (عج) نوشتم و از آن حضرت، طلب شفا کردم. ایشان در جواب نوشتند: «ألبسک الله العافیه; خداوند، بر تو لباس عافیّت بپوشاند.». مدّتى نگذشت که شفا پیدا کردم و وقتى پزشکان از این ماجرا مطلع شدند، گفتند: «این شفا و عافیت، به یقین، از جانب خداوند بوده است.».[8]


4- طلا شدن سنگریزه
یکى از اهالى مدائن مى گوید: به همراه رفیقم، به حج مى رفتیم. در نزدیکى موقف، فقیرى به سوى ما آمد. ما به او جواب ردّ دادیم. سپس به سوى جوانى خوش سیما که ردایى پوشیده بود رفت. او، سنگى از روى زمین برداشت و به فقیر داد. شخص فقیر، مدّت زیادى در حق او دعا مى کرد. در این هنگام، آن جوان غائب شد. ما به نزد مرد فقیر رفتیم و گفتیم: «واى بر تو! آیا براى گرفتن یک سنگ، این قدر دعا مى کنى؟» که ناگهان در دست او سنگى از طلا دیدیم که در حدود بیست مثقال مى شد. وقتى در مورد آن جوان از اهل مکّه و مدینه سوال کردیم، گفتند: «چنین شخصى از علویان است و هر سال با پاى پیاده به حج مى آید.».[9]


5- خبر دادن از غیب
از پسر مهزیار نقل شده که در سفرى با کشتى همراه پدرم بودم و مال زیادى به همراه او بود. پدرم، دچار بیمارى سختى شد و گفت: «من، در حال مردن هستم.». و در مورد آن اموال، وصیت کرد که آن ها را به امام زمان (عج) بدهم. از این وصیّت تعجّب کردم، ولى مطمئن بودم که پدرم بیهوده سخن نمى گوید. با خود گفتم: «اگر امر برایم روشن شد، مانند دوران امام حسن عسکرى(علیه السلام) به وصیّت عمل مى کنم والّا آن را صدقه مى دهم.».
 

مدّتى در عراق بودم تا این که فرستاده اى از جانب امام زمان (عج) آمد و مشخصّات مال و محلّ مخفى کردن آن را گفت و حتّى بعضى از مشخّصاتى را که خودم هم نمى دانستم، بیان کرد و من هم مال را به او دادم.[10]
 

ب) معجزاتى که امام مهدى (عج) به هنگام ظهور انجام خواهد داد.
 

امام صادق(علیه السلام) مى فرماید: «هیچ معجزه اى از معجزات انبیا نیست مگر این که خداوند آن را به دست حضرت قائم (عج) براى اتمام حجّت، بر دشمنان ظاهر خواهد کرد.».[11]
 

بنابراین، معجزات آن حضرت به دوره قبل از غیبت و غیبت، ختم نمى شود و به هنگام ظهور نیز آن حضرت براى معرّفى حقانیّت خویش و اتمام حجّت بر دشمنان و منکران، معجزاتى را انجام خواهند داد.

 

------------------------
[1]. آلاء الرحمن فى تفسیر القرآن، ص 3، (به نقل از: إیضاح المراد فى شرح کشف المراد، ص 345، ربانّى گلپایگانى).
[2]. الحدید: 25.
[3]. بحارالأنوار، ج 11، ص 71.
[4]. الإلهیات من شرح المواقف، تحقیق على ربانى گلپایگانى، ص 132.
[5]. مدینه المعاجز، سیدهاشم بحرانى، ج 8، ص 10 و 26، مؤسسه ى معارف اسلامى، چاپ اوّل، 1416 هـق.
[6]. قصص قرآن یا تاریخ انبیاء، هاشم رسولى محلاتى، ج 2، ص 46، انتشارات علمیه ى اسلامیه، چاپ پنجم، 1407 هـق.
[7]. تبصره الولى، سیدهاشم بحرانى، ج 18.
[8]. بحارالأنوار، ج 51، ص 297; اصول کافى، ج 1، ص 519.
[9]. اصول کافى، ج 1، ص 332; مدینه المعاجز، ج 8، ص 71.
[10]. الغیبه، شیخ طوسى، ص 282، مؤسسه ى معارف اسلامى، قم، چاپ اوّل، 1411.
[11]. منتخب الأثر فی الإمام الثانی عشر، لطف الله صافى، ص 312، مکتبه الصدر، چاپ سوم.
رسول رضوی- مرکز مطالعات و پژوهش های فرهنگی حوزه علمیه

[ ۱۳٩۱/٩/۱۸ ] [ ۱٠:٢٤ ‎ق.ظ ] [ کنیز زهرا ] [ نظرات () ]
ﺗﺎ ﻧﺸﻮی ﻣﺴﺖ ﺧﺪا . . . ﻏﻢ ﻧﺸﻮﺩ اﺯ ﺗﻮ ﺟﺪا . . .

 

 اگر نتوانی روی زمین بهشت را پیدا کنی ، در آسمانها نیز نمی توانی آن را بیابی . . .
خانه خدا همین نزدیکی است و تنها اثاث آن مهربانی است !

 

****************

 

 

 

 

خدایا شرمسارم که بر در و دیوار شهرم همه جا نام توست ، اما دریغ از اینکه در رفتار ها و کردارها نتوانم تو را بیابم

 

 

****************

 

 

 

هرگاه به بن بست رسیدم مطمئن بودم که پشت دیوار ، خدا منتظر من است . . .

 

 

 

 

****************

 

خوشبختی در همین است . . .
همین که وجود گرم و زنده خدا را در زندگی احساس کنی ، خوشبخت ترین انسان روی زمینی . . .

 

 

****************

 

 

 

عشق همان خداست چون شریکی ندارد . . .

 

 

****************

 

 

 

خداوندا . . .
تو خیلی بزرگی و من خیلی کوچک ولی جالب اینجاست که تو به این بزرگی من کوچک را فراموش نمیکنی ولی من به این کوچکی تو را فراموش کرده ام !

 

 

 

 

****************

 

ﺗﺎ ﻧﺸﻮی ﻣﺴﺖ ﺧﺪا
.
.
.
ﻏﻢ ﻧﺸﻮﺩ اﺯ ﺗﻮ ﺟﺪا . . .

 

 

****************

 

 

 

تو را با آن همه عظمت چگونه اندازه کنم در دلی این چنین کوچک ؟
پس هی این دل را تنگ نکن که همه اندازه ها به هم می ریزد . . .

 

 

****************

 

 

 

حیف که یادمان می رود بسیاری از آنچه امروز داریم همان دعاهایی بود که فکر می کردیم خدا آنها را نمی شنود

 

****************

 

 

 

 

گفتم خدا از همه دلگیرم ، گفت حتی از من ؟
گفتم خدایا دلم را ربودند ، گفت پیش از من ؟
گفتم خدایا چقدر دوری ، گفت تو یا من ؟
گفتم خدایا تنهاترینم ، گفت پس من؟
گفتم خدایا کمک خواستم ، گفت از غیر من ؟
گفتم خدایا دوستت دارم ، گفت بیش از من ؟
گفتم خدایا اینقدر نگو من . . .
گفت: من توأم تو من . .

 

****************

 

 

 

 

خدایا تو خیلی بزرگی و من خیلی کوچک جالب اینجاست که تو به این بزرگی هیچ وقت من رو به این کوچیکی فراموش نمیکنی ولی من به کوچیکی توبه این بزرگی رو گاهی فراموش میکنم . . .

****************

 

 

 

 

 

بیا پایین کارت دارم
.
.
.
بگو خدایا شکر . همین . . .

 

 

****************

 

 

 

خدایا . . .
با تو که باشم تمام دورها نزدیکند و نا ممکن ها ممکن . . .

 

 

****************

 

 

 

خدایا
چنانم کن که خود دانی و خواهی ، نه چنان که خلق خواهند و دانند . . .

 

 

 

 

 

****************

یکی از فرقهای انسان با خدا این است :
که انسان تمام خوبیها را با یک بدی فراموش میکند ولی خدا تمام بدیها را با یک خوبی فراموش میکند . . .

 

 

 

 

****************

 

خدایا حتی خاطرت هم در خاطرم خاطره انگیز ترین خاطره هاست . . . !

 

 

 

****************

 

 

انرژی مثبت نه با دارو به دست می آید نه ورزش و نه غذای سالم . . .
بزرگترین انرژی مثبت برای من فقط و فقط با ” خدا “و یاد ” خدا “ست !

 

 

 

 

 

****************

ﺑﺮﺍﯾت ﺩﻋﺎ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ﮐﻪ ﺍﯼ ﮐﺎﺵ ﺧﺪﺍ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺑﮕﯿﺮﺩ ﻫﺮ ، ﺁﻧﭽﻪ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺗﻮ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﺩ . . .

 

****************

 

 

 

 

عازم یک سفرم ، سفری دور به جایی نزدیک
سفری از خود من تا به خودم ، مدتی هست نگاهم
به تماشای خداست و امیدم به خداوندی اوست . . .

[ ۱۳٩۱/٩/۱۱ ] [ ۸:٥٤ ‎ق.ظ ] [ کنیز زهرا ] [ نظرات () ]
القاب امام حسین علیه السلام



1.عطشان: تشنه در کربلا 

2.مظلوم: ستمدیده

3. قتیل العبرات: کشته ‌ی اشک ها

4. سید الشهدا: سرور و سالار شهیدان

5. ثار الله: خون خدا  

6. قتیل الله: کشته شده ای از قبیله ‌ی ‌خداوند 

7. وتر الله: دارای معانی ثار الله و قتیل الله است 

8. خامس اصحاب کسا: پنجمین نفر از اصحاب کسا 

9. وارث: وارث برنده از انبیا 

۱۰. موضع سرّالله: محل نگهداری راز های خداوند

11. لدلیل علی ‌الله: دلالت کننده بر وجود خداوند 

12. مجاهد: جهاد کردن با کافران برای آزادی 

13. شهید: شاهد، شهادت دهنده،  کشته شدن در راه خدا و دین 

14. رشید: خوش قد و قامت، رستگار، دلیر و شجاع 

۱۵. غریب الغرباء: تنها و بی یاور، غریب ترین غریبان 

16. شاهد: گواه، حاضر، مرد خدای تعالی 

17. حجت الله: برهان خداوند بر روی زمین

18. خازن الکتاب المسطور: خزانه دار قرآن 

19. سفیر الله: فرستاده ‌ی خداوند 

20. عابد: عبادت کننده


21. سید شباب اهل جنه: سرور جوانان بهشت 

22. سفینة النجات: کشتی نجات آدمیان 

23. امام: به معنی پیشوا 

24. مقتول: کشته شده 

25. زکی: پاکیزه، پارسا

26. عبدالله: بنده خاص خدا،‌ شهیدی که عبد خداوند و مطیع اوامر الهی بود

27. وحی الله: تعیین شده از طرف خداوند

28. قتیل الکفره: شهید به دست کفر 

29. ولی الله: قرب و نزدیکی معنوی به خداوند 

30. سبط پیامبر: نواده پیامبر اکرم صل الله علیه و آله و سلم 

31. آل الله: اهل بیت پیامبر اکرم صل الله علیه و آله و سلم

32. ابوالشهداء: پدر شهیدان 

33. ابوالاحرار: پدر آزادگان 

34. ابوالمجاهدین: پدر مجاهدین 

35. خامس آل عبا: پنجمین نفر از اصحاب کسا 

36. ثارالله: خون خدا

۳۷. سلطان کربلا: بزرگ شهید کربلا

38. وترالموتور: تنها بودن

39. سریع العبره: یادش به سرعت اشک ‌ها را جاری می ‌سازد

40. قتیل اشقیاء: کشته شده به دست شقی ترین مردمان

[ ۱۳٩۱/٩/٧ ] [ ٤:۳۸ ‎ب.ظ ] [ کنیز زهرا ] [ نظرات () ]
روایات جعلی در مورد زنان


آیت الله صانعی :در باب ترک اطاعت و پیروی از زنان 12 روایت ذکر شده است. وقتی این روایات را بررسی می‌کنید می‌بینید که 8 روایت آن یا مرسله است یا مرفوعه یا هم مرسله است و هم مرفوعه و روایت‌های معتبری نیستند. 4 روایت باقی می‌ماند که وقتی این روایات را هم بررسی می‌کنیم در می‌یابیم که این روایات هم خلاف عقل است هم خلاف قرآن. مگر معنا دارد که اگر زنی ما را توصیه کرد به کار خیر و خوبی همچون نماز خواندن و جهاد رفتن، ما بخواهیم با استناد به روایتی که می‌گوید زنها وقتی می‌گویند کار درستی انجام بده شما مخالفت کنید و خلاف آن را انجام دهید!»

صانعی افزود: «به همه شماها توصیه می‌کنم که دقت کنید در برخی روایات ببینید چه جریانی پشت سر این روایات بوده است. روایتی که می‌گوید هر کاری که مرد با نقشه زن آن را انجام دهد ملعون است و شوم، چه مسأله‌ای را دنبال می‌کند. آیا احتمال نمی‌دهید که این روایات جعلی باشد و اگر جعلی هست ریشه جعل کجاست؟ چرا در کنار همه آن حرف‌ها دقت نمی‌کنیم که عمده این روایات با ضعف سند و ارسال به رسول الله و حضرت علی(ع) نسبت داده شده‌اند. خوب این چه علتی دارد.»


وی تصریح کرد: «به اعتقاد من این یک بعد سیاسی دارد و آن هم به هدف کوبیدن حضرت زهرا (س) و دفاع ایشان از امامت امیرالمؤمنین (ع) است. می‌گویند شوهرش گفت هر امری که زن نقشه آن را بکشد آن کار شوم است. نعوذ به‌الله یعنی حضرت زهرا که آمده در مسجد و در دفاع از حضرت علی خطبه خواند و از امامت حضرت علی دفاع کرده نادرست است. هرچه زن گفت خلافش عمل کنید، یعنی به حرف حضرت زهرا در دفاع از حضرت علی گوش ندهید و امثال این حرف‌ها.»


صانعی افزود: معنای این حرف‌ها و این روایات این است که اصلاً زن‌ها را بگذارید کنار و حقوق آنها را نادیده بگیرید یعنی نیمی از جمعیت جهان را به امام صادق به امیرالمؤمنین و حضرت رسول (علیهم السلام) بدبین کردن.»


وی در پایان خاطر نشان ساخت: «همه وظیفه داریم نسبت به دفاع از حقوق زن‌ها و حقوق همه انسان‌ها تلاش نماییم، روحانیون و دانشگاهیان با انجام کارهای مطالعاتی و تحقیقاتی و نمایندگان مجلس هم از طریق قانون‌گزاری که اخیراً هم حضرت آیت‌الله هاشمی رفسنجانی که هم صاحب‌نظرند و هم صاحب رأی از نمایندگان مجلس درخواست کردند در جهت تصویب قانون برابری دیه مرد و زن اقدام کنند و من امیدوارم رفته رفته بسیاری از این مسایل و مشکلات حل شود.»

[ ۱۳٩۱/٩/٧ ] [ ٤:٢۸ ‎ب.ظ ] [ کنیز زهرا ] [ نظرات () ]
چه کسانی شفاعت می شوند؟



شفاعت اولیای الهی در روز قیامت، متوقف بر شرایطی است که در همین دنیا باید آن شرایط را به دست آورد. در آیات و روایات، برای هیچ فرد یا گروهی، تضمین نشده است که حتماً مورد شفاعت قرار می‏گیرند؛ بلکه صفات و ویژگی‏های کلی کسانی که از این نعمت بهره‏مند و یا محرومند، بیان شده است.
بر اساس آیات و روایات، شرایط شمول شفاعت نسبت به بنده گنه‏کار، عبارتند از:
1. رضایت خداوند
شفیعان، واسطه فیض خدا هستند و به همین جهت، شرط اصلی و اساسی شفاعت، این است که مورد رضایت و پسند خداوند باشد. شفیعان، کسانی هستند که خداوند، آنان را برای این کار پسندیده و به آنان اجازه شفاعت داده است. قرآن کریم می‏فرماید: «در آن روز، شفاعت کسی سودمند نیست؛ مگر آن کسی که خدای رحمان به او اجازه دهد».
شفاعت شوندگان نیز باید مورد رضایت و پسند خداوند باشند؛ یعنی شفاعت در حق کسانی مؤثر خواهد شد که در دنیا در مسیر اطاعت، بندگی و رضایت خداوند قرار داشته باشند. قرآن کریم می‏فرماید: «و [شفیعان [شفاعت نمی‏کنند، مگر برای کسی که مورد رضایت و پسند خداوند باشد».
در روایات آمده است که کسی که ذریه و فرزندان رسول اکرم را آزار دهد، مورد شفاعت آن حضرت نخواهد بود. پیامبر می‏فرماید: «به خدا سوگند! برای کسانی که فرزندان و ذریه‏ام را آزار کرده باشند، شفاعت نمی‏کنم».
در حقیقت، شفاعت، تجلّی اراده و خواست خداوند، مبنی بر بخشش و آمرزش بندگانی است که در دنیا عقیده و عملشان مورد رضایت خداوند بوده است؛ هرچند دچار خطا و لغزش نیز شده‏اند و شفاعت، پاداشی در حق آنان است.
2. حفظ اصل ایمان
کسانی مورد شفاعت قرار می‏گیرند که به سبب گناهان، اصل ایمانشان به خطر نیفتاده باشد. به همین جهت، در منابع دینی، چنین آمده است که کافر، مشرک و منافق، در روز قیامت، مورد شفاعت قرار نمی‏گیرند.
رسول اکرم صلی‏الله‏علیه‏وآله فرموده است: «شفاعت، برای تردیدکنندگان، مشرکان و کافران نیست؛ بلکه برای موءمنان یکتاپرست است».
3. عمل به دستورات دینی
گنه‏کارانی مورد شفاعت قرار می‏گیرند که مطیع دستورات خدا، پیامبر صلی‏الله‏علیه‏وآله و اولیای دین باشند؛ یعنی درست بر خلاف آن‏چه که برخی گمان می‏کنند که وعده به شفاعت، موجب تشویق افراد به ارتکاب گناه و سر باز زدن از مسئولیت می‏شود، شرط شفاعت، عمل به دستورات دین و اطاعت از خدا و رسول و امامان معصوم علیهم‏السلام ذکر شده است. کسی که روش عملی او اطاعت از خدا و عمل به وظایف و مسئولیت‏های دینی بوده، اما گاهی هم دچار لغزش و خطا شده است، شایستگی دریافت رحمت الهی را در آخرت خواهد داشت.
امام صادق علیه‏السلام می‏فرماید: «هرکس دوست دارد شفاعت در مورد او سودمند واقع شود، باید درصدد جلب رضایت خداوند برآید. بدانید که هیچ کس، رضایت خداوند را جلب نخواهد کرد، مگر با اطاعت از خدا و پیامبر و اولیای الهی از آل محمدعلیهم‏السلام».این روایت ضمن بیان شرط اساسی شفاعت (رضایت خداوند)، راه جلب خشنودی او را عمل به دستورات دین دانسته است.
از دیدگاه قرآن کریم، علت این‏که شفاعت به حال برخی از اهل دوزخ سودی نمی‏بخشد، عدم پای‏بندی آنان به احکام و وظایف دینی است: «از اهل دوزخ سؤال می‏کنند که: چه چیزی شما را جهنمی کرد؟ می‏گویند: ما از نمازگزاران نبودیم و بینوا را اطعام نمی‏کردیم و با اهل باطل، همراه و هم‏صدا بودیم و روز پاداش را دروغ می‏انگاشتیم تا این‏که مرگ ما فرا رسید؛ پس شفاعت شافعان، به حال آنان، سودی نمی‏بخشد».
اهمیت عمل به احکام و وظایف دینی، به حدی است که در مواردی، حتی سبک شمردن و اهمیت ندادن به آن، موجب محرومیت از شفاعت می‏شود. رسول اکرم صلی‏الله‏علیه‏وآله فرموده است: «شفاعت من به کسی که نمازش را سبک بشمارد، نمی‏رسد».
4. رابطه معنوی شفاعت شونده و شفیعان
کسانی مورد شفاعت قرار می‏گیرند که در دنیا، ارتباط روحی و معنوی خاصی بین آنان و شافعان برقرار شده باشد؛ کسانی که نسبت به اولیای الهی، محبت و مودّت دارند و در دنیا، تحت جذبه هدایت‏گری آنان قرار گرفته، هم‏فکر، هم‏عقیده و همراه ایشان بوده‏اند، در آخرت نیز مورد شفاعت آنان قرار می‏گیرند.در حقیقت، یکی از حکمت‏هایی که سبب شد تا خداوند، اولیای الهی را در روز رستاخیز، واسطه و شفیع مغفرت و بخشش خود، به این افراد قرار دهد، همین رابطه معنوی و سنخیتی است که در دنیا میان آنان برقرار بوده است. زیرا این محبت، موجب تقویت رابطه معنوی با آنان می‏شود. محبت حقیقی، محب را شیفته محبوب کرده، موجب همسانی در عقاید، اخلاق و سلیقه‏ها می‏شود. محبت و مودّت حقیقی نسبت به پیامبر اکرم و امامان علیهم‏السلام، مانع ارتکاب گناه و دل‏بستگی‏ها و وابستگی‏های کاذب می‏شود. بر این اساس، محبت اولیای الهی، یکی از شرایط شفاعت آنان است تا انسان در پرتو آن محبت، از مغفرت، رحمت و لطف الهی بهره‏مند گردد.
در منابع دینی، چنین آمده است:
- «عالم برای کسانی که با هدایت او ره یافته‏اند، شفاعت می‏کند».
- «امامان معصوم علیهم‏السلام برای شیعیان و پیروان خود شفاعت می‏کنند».
- «کسانی که حلقه ارتباط و اتصال به اولیای الهی را گسسته و ولایت امامان را نپذیرفته‏اند، مورد شفاعت آنان قرار نمی‏گیرند».
به همین جهت در روایات آمده است که کسی که ذریه و فرزندان رسول اکرم را آزار دهد، مورد شفاعت آن حضرت نخواهد بود. پیامبر می‏فرماید: «به خدا سوگند! برای کسانی که فرزندان و ذریه‏ام را آزار کرده باشند، شفاعت نمی‏کنم»
در مورد دانشمندان و کسانی که به بشریت خدمت کرده‏اند - مانند ماری کوری، لوئی پاستور، انیشتین و... - به نکات زیر دقت کنید:
الف) بیشتر آنان، ملحد و کافر نیستند؛ بلکه به خداوند معتقدند.
شفاعت اولیای الهی در روز قیامت، متوقف بر شرایطی است که در همین دنیا باید آن شرایط را به دست آورد. در آیات و روایات، برای هیچ فرد یا گروهی، تضمین نشده است که حتماً مورد شفاعت قرار می‏گیرند؛ بلکه صفات و ویژگی‏های کلی کسانی که از این نعمت بهره‏مند و یا محرومند، بیان شده است.
ب) هر چند که آخرین و کامل‏ترین دین، دین اسلام است و تمام انسان‏ها باید در برابر این پیام، سر تسلیم فرود آورند، اما باید توجه داشت که آنان انسان‏هایی نیستند که با خداوند، سر جنگ و عناد داشته باشند؛ بلکه چون جاهل و بی‏خبر از اسلامند، بدان نگرویده‏اند.
باید گفت که افراد جاهل نیز خود دو گونه‏اند: جاهلان قاصر و جاهلان مقصر. در زمان‏های گذشته با نبود امکانات ارتباطی و اطلاع رسانی و امروزه نیز با وجود تبلیغات دروغین ضد اسلامی، رسیدن به حقیقت برای برخی افراد ممکن نیست. از این رو، نمی‏توان کسانی را که به بشریت خدمت کرده‏اند، جزء جاهلان مقصر دانست و آنان را گناهکار و محروم از شفاعت شمرد. آن چه گفته شد، از منظر بشری و انسانی است؛ اما خداوند، بر اساس علم و آگاهی مطلق، حکمت و رحمت خویش، حکم می‏کند و به بندگانش نظر می‏افکند.


پی نوشت ها:
1. طه، آیه 109.
2.انبیاء، آیه 28.
3. ری شهری، میزان الحکمه، ج 4، ص 1472.
4. مجلسی، بحار الانوار، ج 75، ص 220.
5. مدثر (74)، آیات 42 - 48.
6. میزان الحکمه، ج 4، ص 1472.
7. ر.ک: محمد شجاعی، تجسم عمل و شفاعت، ص 106
8. میزان الحکمه، ج 4، ص 1475.
9. همان
10. بحارالانوار، ج 8، ص 736.

منبع:

مجله پرسمان

[ ۱۳٩۱/٩/٧ ] [ ٤:٢٧ ‎ب.ظ ] [ کنیز زهرا ] [ نظرات () ]
اعمال ماه محرم



چرا محرم؟!

پیش از اسلام عرب، جنگ در این ماه را حرام می‌دانست و ترک مخاصمه می‌کرد؛ لذا از آن زمان این ماه بدین اسم نامگذاری شد.(1) و روز اول محرم را اول سال قمری قرار دادند.(2) در توضیح این که چرا ماه‌های دیگر که جنگ در آنها حرام است، محرم نامیده نمی‌شود می‌توان گفت: چون ترک جنگ از این ماه شروع می‌شد به آن محرم گفتند.
این ماه در مکتب تشیع یادآور نهضت حضرت سیدالشهدا و حماسه‌ جاودان کربلاست.
این ماه، یادآور دلاورمردی‌های یاران با وفای اباعبدالله الحسین(علیه السلام)، فداکاری‌های زینب کبری(سلام الله علیها)، حضرت سجاد(علیه السلام)، و همه‌ اسرای کاروان امام حسین(علیه السلام)، است. این ماه، یادآور خطبه‌ها و شعارهای آگاهی‌بخش سالار شهیدان، نطق آتشین حضرت زینب(سلام الله علیها) و خطابه‌ غرّای زین العابدین(علیه السلام)، است.
این ماه، یادآور استقامت حبیب بن مظاهر و شهادت عون و جعفر است.
آری این ماه، ماه پیروزی حق بر باطل است.

محرم از منظر ائمه(علیهم السلام)

شیعیان از امام رضا(علیه السلام)، چنین نقل شده است:
«وقتی محرم فرا می‌رسید، پدرم خندان دیده نمی‌شد، حزن و اندوه تا پایان دهه‌ اول بر او غالب بود و روز عاشورا، روز حزن و مصیبت و گریه ایشان بود.»(3)
همچنین حضرت امام رضا(علیه السلام) درباره‌ عاشورا می‌فرماید:
«کسی که عاشورا روز مصیبت و اندوه و گریه‌اش باشد، خداوند قیامت را روز شادمانی و سرور او قرار خواهد داد.»(4)

اعمال شب اول ماه محرم

1ـ نماز: این شب چند نماز دارد که یکی از آنها به شرح ذیل است:
دو رکعت، که در هر رکعت بعد از حمد یازده مرتبه سوره‌ توحید خوانده شود.
در فضیلت این نماز چنین آمده است:
«خواندن این نماز و روزه داشتن روزش موجب امنیّت است و کسی که این عمل را انجام دهد، گویا تمام سال بر کار نیک مداومت داشته است.»(5)
2ـ احیای این شب.(6)
3ـ نیایش و دعا.(7)

روز اول محرم

اول محرم هر سال اولین روز سال قمری است. از امام محمدباقر(علیه السلام) روایت شده است: «آن کس که این روز را روزه بدارد، خداوند دعایش را اجابت می‌کند، همانگونه که دعای زکریا(علیه السلام) را اجابت کرد.»(8)
دو رکعت نماز خوانده شود و پس از آن سه بار دعای زیر قرائت گردد:
«اللّهم انت الاله القدیم و هذه سنةٌ جدیدةٌ فاسئلک فیها العصمة من الشیطان و القوَّة علی هذه النّفس الامّارة بالسُّوء»(9)؛ بارالها! تو خدای قدیم و جاودانی و این سال، سال نو است، از تو می‌خواهم که مرا در این سال از شیطان حفظ کنی و بر نفس اماره (راهنمایی کننده) به بدی پیروز سازی.

روز دوم محرم

در چنین روزی کاروان امام حسین(علیه السلام) در سال 61 ه‍ .ق وارد سرزمین کربلا شد و با ممانعت لشکر حرّ مجبور به توقّف در آنجا گردید.(10)

روز سوم محرم

از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) نقل شده است:
«هر کس در این روز روزه بگیرد، خداوند دعایش را اجابت کند.»(11)
در آن روز سپاه عمر بن سعد وارد کربلا شد.

روز چهارم محرم

بی‌نتیجه بودن مذاکره حضرت سیدالشهداء(علیه السلام)، با عمر بن سعد برای وادار کردن لشکر وی به ترک جنگ و دعوت او و لشکرش جهت ملحق شدن به سپاه اسلام.

روز هفتم محرم

روزه گرفتن مستحب است.

روز نهم محرم

تاسوعای حسینی، روز محاصره‌ امام حسین(علیه السلام) و اصحابش در سرزمین کربلا توسط سپاه شمر.(12)

اعمال شب عاشورا

1ـ چند نماز برای این شب در روایات آمده است که یکی از آنها چنین است:
چهار رکعت نماز که در هر رکعت بعد از سوره‌ حمد، 50 بار سوره‌ توحید خوانده می‌شود. پس از پایان نماز، 70 بار «سبحان الله والحمدالله و لا اله الاّ الله و الله اکبر ولا حول ولا قوة الاّ بالله العلیّ العظیم» خوانده شود.(13)
2ـ احیای این شب کنار قبر امام حسین(علیه السلام).(14)
3ـ دعا و نیایش. (15)

روز عاشورا
1ـ عزاداری بر امام حسین(علیه السلام) و شهدای کربلا، در این مورد از امام رضا(علیه السلام) نقل شده است:
هر کس کار و کوشش را در این روز، رها کند، خداوند خواسته‌هایش را برآورد و هر کس این روز را با حزن و اندوه سپری کند، خداوند قیامت را روز خوشحالی او قرار دهد. (16)
2ـ زیارت امام حسین(علیه السلام).(17)
3ـ روزه گرفتن در این روز کراهت دارد؛ ولی بهتر است بدون قصد روزه، تا بعد از نماز عصر از خوردن و آشامیدن خودداری شود. (18)
4ـ آب دادن به زائران امام حسین(علیه السلام).(19)
5ـ خواندن سوره توحید هزار مرتبه.(20)
6ـ خواندن زیارت عاشورا. (21)
7ـ گفتن هزار بار ذکر «اللّهم العن قتلة الحسین(علیه السلام).»(22)

روز دوازدهم محرم

ورود کاروان اسیران کربلا به کوفه و شهادت حضرت سجاد(علیه السلام) در سال 94 ه‍ .ق.

روز بیست و یکم محرم

1ـ روزه‌ این روز مطلوب است. (23)


ادامه مطلب
[ ۱۳٩۱/٩/۱ ] [ ۱:٢۳ ‎ب.ظ ] [ کنیز زهرا ] [ نظرات () ]